گرماژ اولین عددی است که در هر استعلام رد و بدل میشود، و در عین حال عددی است که بیش از همه اشتباه انتخاب میشود. این مطلب میگوید گرماژ دقیقاً چیست، چه چیزهایی را عوض میکند، و چرا انتخابش کار یک جدول نیست.
تعریف
یک متر مربع از پارچه را ببرید و وزن کنید. عددی که ترازو نشان میدهد، به گرم، گرماژ آن پارچه است. پارچهی ۵۰ گرمی یعنی هر متر مربعش ۵۰ گرم وزن دارد؛ یک رول ۱۶۰ سانتیمتری به طول هزار متر از همین پارچه، ۸۰ کیلوگرم است.
واحد رسمی g/m² است. در بازار گاهی «گرم» خالی گفته میشود — «پارچهی هفتاد گرم» — و منظور همین است.
گرماژ چه چیزی را عوض میکند
در اسپان باند، گرماژ تقریباً همهچیز را عوض میکند، چون تنها متغیر بزرگی است که در یک ساختار تکلایه در اختیار شماست.
ضخامت و دست. با بالا رفتن گرماژ، الیاف بیشتری روی هم مینشینند و پارچه ضخیمتر و سفتتر میشود. پارچهی ۱۵ گرمی نیمهشفاف و نرم است؛ پارچهی ۱۵۰ گرمی مات و ایستاده.
استحکام. مقاومت کششی و مقاومت در برابر پارگی با گرماژ بالا میرود. لایهای که قرار است وزن تحمل کند یا در خط دوخت کشیده شود، گرماژ بالاتری میخواهد.
نفوذپذیری. هرچه الیاف کمتر، منافذ بازتر. گرماژ پایین هوا و بخار را راحتتر عبور میدهد؛ گرماژ بالا پوشش بیشتری میدهد و نور کمتری رد میکند.
هزینه. اسپان باند به وزن فروخته میشود. پارچهی ۷۰ گرمی، در متراژ یکسان، دو برابر پارچهی ۳۵ گرمی مواد مصرف کرده است و قیمتش هم به همان نسبت است.
بازهها در عمل
بازهی ۱۰ تا ۲۰۰ را میتوان به سه ناحیه تقسیم کرد. مرزها دقیق نیستند و هر صنعت داخل خودش پراکندگی دارد، اما تصویر کلی درست است.
سبک، ۱۰ تا ۴۰. محصولات یکبارمصرف، لایههای پزشکی و بهداشتی، پوششهای کشاورزی. اینجا پارچه یک بار مصرف میشود یا فقط باید بپوشاند و جدا کند. مهمترین خواسته در این ناحیه یکنواختی است، نه استحکام.
میانی، ۴۰ تا ۱۰۰. بستهبندی، کالای خواب، منسوجات خانگی، بخشی از فیلتراسیون. پارچه باید برش بخورد، دوخته شود، چاپ بگیرد و در محصول بماند. بیشترین تنوع سفارش در همین ناحیه است.
سنگین، ۱۰۰ تا ۲۰۰. ساختمان، کیف و چرم، لایههای تقویتی خودرو. پارچه نقش سازهای دارد: بار میبرد، شکل میدهد، عایق میکند.
محصولات یکبارمصرف نمونهی خوبی از نادقیق بودن مرزهاست: بیشترشان زیر ۴۰ گرماند، اما سفره و ملحفهی کامپوزیت تا ۹۰ گرم هم میرود. صفحهی هر صنعت بازهی متداول همان صنعت را میگوید.
اشتباه رایج: گرماژ بیشتر، پارچهی بهتر
این تصور در استعلامها زیاد دیده میشود و معمولاً پول اضافه میخرد، نه کیفیت اضافه.
پارچهی سنگینتر در دستگاه شما کندتر تغذیه میشود، در دوخت التراسونیک انرژی بیشتری میخواهد، در تا خوردن حجم بیشتری میگیرد و در محصولی که قرار است سبک باشد، سنگینیاش حس میشود. اگر لایهی داخلی تشک با ۵۰ گرم کارش را میکند، ۸۰ گرم فقط هزینهی هر تشک را بالا برده است.
سؤال درست «چقدر سنگین» نیست؛ «کمترین گرماژی که کار را انجام میدهد» است.
یکنواختی، عددی که در استعلام نمیآید
دو پارچهی ۵۰ گرمی میتوانند رفتار متفاوتی داشته باشند. عدد گرماژ میانگین است؛ آنچه در خط تولید شما دیده میشود پراکندگی حول این میانگین است — در عرض رول و در طول آن.
پارچهای که یک طرفش ۴۵ و طرف دیگرش ۵۵ است، در برش و دوخت خودش را نشان میدهد: یک طرف محصول سفتتر از طرف دیگر است، لبهها یکسان تا نمیخورند، و در تولید انبوه ضایعات از همینجا شروع میشود. در محصولات یکبارمصرف که سرعت خط بالاست، کوچکترین نوسان به توقف تبدیل میشود.
به همین دلیل گرماژ و یکنواختی روی هر رول پیش از خروج از خط پایش میشود. وقتی نمونه میگیرید، فقط وزنش را نکشید؛ از دو لبه و وسط عرض، جدا ببرید و مقایسه کنید.
چطور انتخاب کنید
راه درست کوتاه است و به همین ترتیب انجام میشود. کاربرد را بگویید — نه اسم محصول، بلکه اینکه پارچه قرار است چه کاری بکند: نگه دارد، جدا کند، بپوشاند، عبور دهد. از روی آن، یک بازهی سهتایی پیشنهاد میشود؛ مثلاً ۴۰، ۵۰ و ۶۰. از هر سه نمونه بگیرید و روی دستگاه خودتان، با سرعت واقعی خط، تست کنید. آن که کار را انجام میدهد و از بقیه سبکتر است، گرماژ شماست.
دو کارگاه با محصول ظاهراً یکسان معمولاً به دو عدد متفاوت میرسند، چون دستگاه، سرعت و روش دوختشان یکی نیست. جدول این را نمیبیند؛ تست میبیند.
گرماژ در برابر گرید
گرماژ میگوید پارچه چقدر ماده دارد. گرید میگوید آن ماده چه رفتاری دارد — آب را عبور میدهد یا دفع میکند، در برابر نور خورشید میماند یا نه. این دو مستقلاند: هر گرید روی هر گرماژی تولید میشود. پارچهی ۲۰ گرمی آبدوست و پارچهی ۲۰ گرمی آبگریز یک وزن دارند و دو کار متفاوت میکنند.
پس در استعلام، هر دو را بگویید. گرماژ بدون گرید نصف مشخصات است.
از کجا شروع کنید
اگر صنعت خودتان را میشناسید، صفحهی همان صنعت بازهی متداول و گریدهای مرسومش را دارد. اگر کاربرد تازهای دارید که در فهرست نیست، همان را بگویید؛ بازه از روی کاربرد پیشنهاد میشود، نه از روی اسم. ارسال نمونه رایگان است.